تبليغاتX
***حرفهای مادرانه***
این روزها
 سلام

 یه چند روزیه که نی نی ما مدام بهونه میگیره و گریه میکنه یا شیر میخوره یا داد میزنه از

  این دو حالت خارج نیست واقعا کلافه شدم هرچی باهاش حرف میزنم و بازی میکنم و کتاب

 میخونم فایده نداره شعرهایی که دوست داره رو هم براش میزارم اما حتی اونها رو هم

  دوست نداره  ؟؟؟؟

  واقعا نمیدونم چش شده تازه دیروز که با مامانم صحبت میکردم تلفنی اومد پایین پای من

 ایستاد و شروع کرد گریه کردن که یهو چشمم افتاد به سفید شدن لثه پایینش وفهمیدم این

 گریه ها از کجا آب میخوره نی نی کوچولوی من داره هفت و هشتمین دندوناش رو

 در میاره خدا به من و اون کمک کنه از خدا میخوام تا دخملم راحت دندونهاش در بیاد تا

اذیت نشه  دیشب با دخی و باباش رفتیم خونه خاله باباش که تازه از کربلا اومده بود نمیدونی

 نی نی اونجا چکار میکرد از پله های خونه میرفت بالا شکلات کاکائویی آوردن نی نی ما

 برداشت که بخوره بعد اومد و من دیدم یه تکه کوچیکش بیشتر نمونده بود با خودم گفتم یعنی

  نی نی این شکلات رو خورد وای وای چشمتون روز بد نبینه از خونه خاله که رفتیم بریم

 برا نی نی کتاب بخریم اقای همسر رفت توی یه مغازه ای داد

 دیدم پشت شلوار آقای همسر پر شده از کاکائو ای داد اگر بدونی قیافه من و آقای همسر چه

 شکلی شده بود خلاصه حالا وسط اون همه جمعیت کاری نمیشد کرد جز اینکه به روی

خودمون نیاریم و به کار خودمون ادامه بدیم آقای همسر وقتی اومدیم خونه گفت وای خانم

 چقدر کثیف بوده و من نمیدونستم  خلاصه شلواری که آقای همسر تازه همون روز صبح

 پوشیده بود این طوری توسط دخی کثیف شد  خلاصه دختر من دست پسر ها  رو از پشت

 سه طنابه کرده از صندلی میره بالا رو صندلی میایسته و بالا و پایین میپره فکر نکنید 

 صندلی بچگانه نه صندلی بزرگ که پسر داداشم اومده بودو از دخی من چهل روز بزرگتر 

 بود نمیتونست بره بالاش خلاصه خیلی کارها انجام میده که الان یادم نیست

   تابعد
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 22:31  توسط یه مادر عاشق | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان
سلام این نی نی اولین نی نی خانواده کوچیک ما و تنها نوه پسری خانواده آقای همسره خیلی دوسش داریم مثل همه پدر مادرها که بچشون رو دوست دارن آقای همسر هر روز که میره کلاس حسابی دلش واسه دخملش تنگ میشه وسط روز دو بار زنگ میزنه که حالتون چطوره و ...
فقط از خدا می خوام سالم و صالح باشه

نوشته های پیشین
مهر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
مرداد 1386
اردیبهشت 1386
پیوندها
بهترین همسر دنیا
وبلاگ دیگه خودم(مهدی موعود)
سارگل(سارا)
نی نی یون
کاکتوس
مامان ستاره
عاشقانه می گویم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM